« بـ نامـ خدای تنهایی ها »
درستـ سهـ روز می گذرد ... و هیچـ نشانی از تو نیستـ ...
امروز برای اولینـ بار برایتـ گریهـ کردمـ ...
اینـ سهـ روزی کهـ بر منـ گذشتـ ، سهـ روز نبود ...
هر روز دلتنگی ، برابر هزار روز زمینی استـ ...
و با اینـ حسابـ باید خوبـ بدانی کهـ چقدر زمانـ برای منـ دیر می گذرد ...
و هر لحظهـ دلتنگی ، مرا دیوانهـ تر از همیشهـ می کند ...
شعلهـ های اینـ دیوانگی مرا عجیبـ و غریبـ تر جلوهـ می کند ...
اما همانـ طور کهـ آنـ روز گفتمـ : بر دیوانهـ هرجی نیستـ ...
ϰ-†нêmê§ |